دست بیعت به شهید و آرمانش نزنین !
اون چیزی که اونا میخواستن ماها هرگز نشدیم
اونجا با ذکر یا حسین شبونه معبر میزدن
همه جا جار میزدن غلام ابن الحسنن
ذکر یبن العسکری از لبشون کم نمیشد !
غیر یا مهدی چیزی به دردا مرحم نمیشد
اینجا کم کم خاطراتو از تو ذهنا میبرن
دیگه حرفی از شهید تو مجلسا نمیزنن
اونجا ناله میزدن چرا آغامون نمیاد
حال جبهه خبر از حضور آغامون می داد
اینجا خون به قلب ناز مهدی زهرا شده
صوت موسیقی طنین انداز محفل ها شده
اونجا کرخه و دو کوهه جنت جانبازا بود
جزرو مد رود دز مبهوت اشک چشما بود
اینجا با زخم زبون جانبازو تحویل میگیرن
همه ی عزتو توی ثروت و تحصیل میبینن
اونجا سربند ابوالفضل به همه تون می داد
بسیجی با لب تشنه لب دراونجا جون می داد
اینجا غیرت میدن عشق تمدن میخرن
با حجاب بی حجاب دم از تمدن میزنن
اونجا رفتن روی مین که دنیارو رها کنی
درد بی درمون دنیا دوستیرو دوا کنیم
اونجا زیر برف بارون توی سنگرای سرد
اینجا ویلای تجمل رو دلها نشونده درد
یکی محزون یکی خندون شیوه ی اونا بود
این طریق نبوی سیره ی مولا نبود
در ازای پاره دلی که جبهه داده بود
خونه خشتی سزای مادر شهید نبود
این وصیت نامه بت شکن خمین نبود
روی بوم خونه ها جز پرچم حسین نبود